بررسی نفت و افزایش قیمت و جایگزینهای آن و همکاری های بین المللی-30009975

فهرست تهديدی برای توسعه بخشي انرژی همکاری های بين المللی شوك نفتي سوم جايگزيني براي نفت تهديدی برای توسعه بخشي انرژی در عرض دو هفته گذشته، کشورهای در حال توسعه عمدتاً رشد اقتصادی مناسبی را تجربه کرده اند که نتيجه آن، همانا افزايش شديد مصرف انرژی می ببررسی نفت و افزایش قیمت و جایگزینهای آن و همکاری های بین المللی|30010197|iuh|بررسی نفت و افزایش قیمت و جایگزینهای آن و همکاری های بین المللی
پژوهشگر گرامی،شما با عنوان بررسی نفت و افزایش قیمت و جایگزینهای آن و همکاری های بین المللی وارد وب سایت شده اید برای دریافت فایل می توانید به ادامه مطلب بروید.

فهرست



تهديدی برای توسعه بخشي انرژی



همکاری های بين المللی



شوك نفتي سوم



جايگزيني براي نفت







تهديدی برای توسعه بخشي انرژی



در عرض دو هفته گذشته، کشورهای در حال توسعه عمدتاً رشد اقتصادی مناسبی را تجربه کرده اند که نتيجه آن، همانا افزايش شديد مصرف انرژی می باشد. اين رشد به همراه افزايش فزاينده تقاضا، فشار زيادی به سيستم عرضه جهانی انرژی وارد کرده است.



در حقيقت تقاضای انرژی باعث پديداری چالش های نوينی در حوزه اقتصاد و سياست شده است که شايد يکی از جنبه های آن، تغيير روابط ژئوپليتيکی جهان باشد. در وهله اول آمارها نشان می دهد که نرخ رشد جمعيت برای کشورهای در حال توسعه از بقيه دنيا بيشتر است. تا سال ۲۰۳۰ سهم اين گروه در کل جمعيت جهان به حدود ۸۱ درصد می رسد. اگر پديده توسعه سريع اقتصادی و ادغام بازارهای جهانی انرژی را هم در نظر بگيريم، آن گاه تقاضای انرژی در کشورهای در حال توسعه به رقم بسيار وحشتناکی بالغ خواهد گرديد. برآورد شده است که تا سال ۲۰۳۰، ميزان تقاضای انرژی حدود ۷۰ درصد از سال ۲۰۰۰ بيشتر می شود (يعنی حدود ۳/۱۵ ميليارد تن معادل نفت در هر سال). از اين ميزان حدود ۶۵ درصد آن از طرف کشورهای در حال توسعه مورد تقاضا است. برآورد ديگری حاکی است که تا سال ۲۰۲۵ مصرف انرژی در جهان در حال توسعه به دو برابر سال ۲۰۰۰ می رسد.



به دليل آنکه اقتصادهای ادغام شده، عموماً به سوخت های فسيلی وابستگی دارند، لذا تبعات زيست محيطی زيادی هم از طرف اين اقتصادها وارد خواهد شد. تنها چهار کشور هند، چين، اندونزی و برزيل سالانه حدود ۲ ميليارد تن کربن وارد فضای محيط زيست جهانی می کنند.



در آمريکای لاتين هم برآورد شده که تقاضای انرژی تا سال ۲۰۱۵ به حدود دو برابر سال ۱۹۹۹ می رسد که با اين اوصاف ژئوپلتيک بازارجهانی انرژی هم دچار برخی تحولات می شود. اين منطقه که زمانی جزو مطرح ترين عرضه کنندگان نفت به آمريکای شمالی بود، می رود تا خود به يک کانون مصرف صرف تبديل شود. اگر مصرف به همين شکل ادامه پيدا کند، اين منطقه بايد به فکر دو کار باشد. اول اين که ذخاير استراتژيک برای خود تشکيل دهد و يا اين که به استفاده از انرژی های آلترناتيو روی آورد.



رشد انفجارگونه مصرف و تقاضا در آسيا مسئله بسيار چالش برانگيزی است که در وهله اول برمقوله مصرف جهانی نفت تاثير دارد. در آسيای در حال توسعه، متوسط نرخ رشد مصرف حدود ۳ درصد است که حدوداً دو برابر همين نرخ در بقيه دنيا (۷/۱ درصد) می باشد. در بهترين حالت می توان تصور کرد که تا دو دهه ديگر تقاضای انرژی در اين منطقه به دو برابر برسد. آخرين برآوردها حاکی است که تقاضا در اين منطقه به حدود ۶۹ درصد از کل افزايش برنامه ريزی شده تقاضا در کشورهای در حال توسعه می رسد که معادل ۴۰ درصد از افزايش جهانی مصرف انرژی را به خود اختصاص داده است. رشد سريع اقتصادی در آسيا، گسترش شهرنشينی، توسعه سهمگين بخش حمل و نقل و برخی عوامل ديگر (مانند برق رسانی بيشتر و گسترش شبکه های سراسری برق) عامل اصلی وابستگی به نفت وارداتی است. در اين منطقه، عموماً توجهی به انرژی های تجديدپذير نشده و فناوری های نوين در اين عرصه هم به خدمات نيامده است. بنابراين چاره ای جز استفاده روزافزون از نفت و گاز باقی نمی ماند. گو آن که اين کشورها گريزی از پذيرش تبعات مخرب زيست محيطی هم ندارند. پيش بينی می شود که آسيا همچنان به منابع نفت و گاز خاور ميانه و روسيه وابستگی شديدی پيدا کند.